تبلیغات
siavash - تاریخچه کشور ارمنستان
 
درباره وبلاگ


...
کنون که می روی
تمام عزم لحظه های من ، فدای عزم لحظه های تو
شبانگاه بی فروغ من ، ستاره پوش کهکشان راه تو
نفس ، سیاه پوش رفتنت
که تارو پود جان من ، غریق در عزای مرگ وعده های تو
...
کنون که می روی، برو...
خدا نگهدار تو!

مدیر وبلاگ : مهندس سیاوش
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
نظرتون در مورد سایتم چیه؟







جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
siavash
دوستانی بدست آر صدیق و وفادار نه در شمارش بسیار




درباره کشور ارمنستان

کاوش های باستان شناسی در ارمنستان حاکی از آن است که از 3000 سال پیش از میلاد مسیح اقوام مختلفی در مناطق مرکزی و غربی ارمنستان سکونت داشتند. این اقوام شاخه ای جداگانه از نژاد سفید یا اصطلاحاً نژاد قفقازی (Caucasian) به شمار می رفتند که از دوران بسیار قدیم در قفقاز، آسیای صغیر و شمال مدیترانه می زیستند.

درباره ارمنستان

در طول زمان این اقوام به دلیل جنگ های داخلی در میان خود تضعیف گشته و حدود 1500 سال پیش از میلاد مسیح تحت سلطه امپراتور آشور قرار گرفتند. فشار قوم آشور باعث شد تا اقوام نائیری (Nairi) و هایا (Haya) با یکدیگر متحد گشته و در اطراف دریاچه وان و تحت رهبری آرامه (Arame) حکومت اورارتو (Urartu) را بوجود آورند. پایتخت آنها شهر توشپا (Tushpa) بود که بعدها به وان (Van) تغییر نام داد. آرگیشتی اول (Argishti I) پادشاه اورارتو در سال 782 پیش از میلاد دستور ساخت شهر اربونی (Erebuni) را داد که بعد ها به ایروان (Erevan) شهرت یافت.

آرمن ها (Armenians) از نژاد هندو اروپایی بوده و در قرن 6 یا 7 پیش از میلاد به سرزمین اورارتو وارد شدند، آنجا را فتح کردند و زبان خود را در آنجا رواج دادند. سپس ساکنان اولیه اورارتو در میان آرمن های هندواروپایی حل شدند و این اختلاط باعث شد که ملت جدید را دیگران آرمن (Armen) یا ارمنی و خود های (Hay) بخوانند.
نام ارمنستان (Armenia) برای اولین بار در کتیبه داریوش در بیستون که مربوط به سال 521 پیش از میلاد است دیده می شود. «سرزمین پونتس و ارمنستان و ... را فتح کردم».

با قدرت گرفتن هخامنشیان در ایران به تدریج ارمنستان تحت سلطه امپراتوری هخامنشی قرار گرفت و پس از آن ارمنستان یا تحت سلطه ایران بود و یا تحت سلطه رومیان و برخی دوران مستقل بوده اند.

پس از ظهور اسلام، این کشور به تصرف نیروهای عرب در آمد و حدود دو قرن تحت استیلای خلفای اسلامی بود. از آن پس ارمنیان طولانی ترین سابقه استقلال خود را تجربه کردند. تا این که به هجوم ترکان سلجوقی استقلال خویش را از دست دادند. در این دوران قشر عظیمی از ارمنیان که حاضر نبودند تن به سلطه سلجوقیان نهند با مهاجرتی عظیم به سمت سیلیسیه (Cilicia) رفته و در انجا حکومت تحت عنوان ارمنستان جدید پایه گذاری کردند و استقلال خود را به مدت سه قرن حفظ کردند.

با قدرت گرفتن امپراتوری عثمانی در آسیای صغیر از یک سو و حاکم شدن صفویه بر فلات ایران از سوی دیگر و تقسیم ارمنستان به دو قسمت در سال 1639میلادی فصل جدیدی در تاریخ ارمنیان آغاز می شود که تاثیرات بسیاری در روند جمعیت ارمنیان داشته است.

عمده ترین تحول جمعیتی که برای ارمنیان ساکن در ارمنستان در این دوران قابل ذکر است كوچ گروه عظیمی از ارمنیان ساکن در این منطقه به سرزمین های مرکزی فلات ایران بوده است. این كوچ گسترده که به دلیل جنگهای ایران و عثمانی و ترغیب شاه عباس صفوی صورت گرفت، باعث گردید که تعداد قابل توجهی از ارمنیان در مناطق غربی و مرکزی ایران سکونت گزینند. این افراد که ارمنیان امروز ایران نوادگان آنها به شمار می آیند و از مشاغل اصلی آنان در دوران صفویه تجارت کالا و ادویه بین ایران و هند و سایر کشور های آسیایی بود، پایگاه هایی را برای خود در این مناطق بوجود آوردند و بر اساس شواهد ارمنی تبار های ساکن هند، سنگاپور، چین و سایر کشور های شرق و جنوب شرق آسیا عمدتاً از نوادگان آنها می باشند.

وقوع جنگهای روس و ایران و روس و عثمانی به دلیل قرار گرفتن ارمنستان در خط مقدم نبرد، برای این مردم ویرانی ها و کشتار های وسیع و تاثیرات قابل توجهی بر ساختار جمعیتی انها داشته است.

ارمنیان ساکن در آسیای صغیر تحت حاکمیت سلاطین عثمانی دوران فاجعه آمیزی را آغاز کردند و طی قرن های 17و 18 میلادی آنها تلاشهایی را برای رهایی از یوغ امپراتوری عثمانی انجام دادند. رفتار سرکوب گرانه عثمانی باعث بروز قیام های مردمی ارمنیان علیه امپراتوری عثمانی در سالهای پایانی قرن 19 و دهه اول قرن بیست گردید. با آغاز جنگ جهانی اول و ورود عثمانی به جنگ در کنار آلمان و اتریش در اکتبر سال 1914 میلادی، ارمنیان در وضع بسیار اسفباری قرار گرفتند. با هدف خاتمه دادن به مسائل ارمنیان و به بهانه تخلیه مناطق جنگی از افراد غیر نظامی، كوچ دسته جمعی ارمنیان توسط حكومت عثمانی آغاز شد و به این ترتیب تعداد ارمنیان ساکن در عثمانی به شدت کاهش یافت و اکثریت ارمنیانی که امروزه در سوریه، لبنان، فرانسه، امریکای شمالی و سایر ممالک غربی زندگی می کنند، فرزندان این کوچ اجباری ارمنیان هستند.

تاریخچه رشد مسیحیت در ارمنستان

ارامنه قبل از گرویدن به دین مسیحیت بت پرست بوده و بت های بیشماری را می پرستیدند از جمله آناهید.

پس از ظهور مسیح (ع) و از قرون اول میلادی نخستین پیام آوران مسیحیت وارد ارمنستان شده و به تبلیغ دین پرداختند. اولین مبلغان مسیحی در ارمنستان «بار تو قیمئوس مقدس» و «تادئوس مقدس» از شاگردان حضرت مسیح (ع) به شمار می آمدند. این افراد به دست حکام بت پرست ارمنستان کشته شدند و بعدها در مقتل آنها کلیساهایی ساخته شد. کلیسای تاده مقدس یا همان قره کلیسا واقع در نزدیکی های ماکو محل شهادت تادئوس می باشد.
با این که از همان ابتدا و به ویژه آغاز قرن دوم میلادی به بعد عده ای از مردم ارمنستان به دین مسیحیت گرویدند ولیکن تا پایان قرن سوم میلادی بت پرستی همچنان اصلی ترین مذهب حاکم بر ارمنستان بود.

در واقع مقدر بود که مسیحی کردن ارمنستان توسط گریگور مقدس صورت گیرد. گریگور منسوب به خانواده اشکانی و بنا به روایتی پسر همان مردی بود که به تحریک شاهان ساسانی، خسرو اول پادشاه ارمنستان را كشته بود. گریگور و همه افراد خانواده اش به ناگزیر از ارمنستان گریختند و در سزاره واقع در کاپادووکیه مقیم شدند و در آنجا بود که گریگور با تعالیم مسیح آشنا گردید و مسیحی شد.

قبول دین مسیحی توسط ارامنه دارای دو جنبه مهم می باشد. از جنبه تاریخ ارامنه، گرویدن این ملت به مسیحیت نقطه مرکزی تاریخ ارمنستان محسوب شده و در واقع تمامی تحولاتی که ارمن از ان پس شاهد بوده اند تا حد زیادی متاثر از این رویداد تاریخی بوده است.

از جنبه دیگر و از دیدگاه تاریخ مسیحیت نیز این رویداد اهمیت ویژه ای دارد چراکه ارامنه نخستین ملتی هستند که دین مسیح را به عنوان دین رسمی کشور پذیرفتند. شایان ذکر است که گرویدن کنستانتین به دین مسیح و قبول مسیحیت به عنوان دین رسمی امپراتوری روم در سال 313 م. صورت گرفت.
اولین کلیسای ارمنی توسط گریگور در اقارشاپات که همان اجمیادزین کنونی است در سال 303م. ساخته شد و این مکان هنوز مقر اصلی کلیسای ارمنی است.

بحران قره باغ

بدون شک شناخت سیاست خارجی ارمنستان بدون شناخت دقیق بحران قره باغ امکان پذیر نخواهد بود این بحران که ریشه در تاریخ داشته ولیکن از سال 1988 به بعد وارد مرحله جدید درگیری بین جمهوری آذربایجان از یکسو و ارامنه قره باغ و ارمنستان از سوی دیگر شده است و هم اکنون در حالت نه جنگ و نه صلح قرار داشته است و مانع بزرگی در جهت توسعه دو جمهوری تازه استقلال یافته ارمنستان و آذربایجان می باشد.
هر بار که نامی از ارمنستان برده می شود نام منطقه قره باغ نیز خود به خود در ذهن تداعی می شود چرا که درگیری های قومی منطقه قره باغ تاثیر زیادی بر سیاست و حکومت در ارمنستان گذاشته است.

برای درک بهتر ریشه های بحران منطقه قره باغ باید با عوامل جغرافیایی تاریخی و فرهنگی منطقه آشنا شد. همچنین سیاست های دولت شوروی در منطقه یاد شده میانجیگری هایی که در این دوران صورت گرفته و راه حلهای ارائه شده برای این بحران ضروری است.
قره باغ ناحیه ی است کوهستانی در غرب جمهوری آذربایجان در 7 کیلومتری مرز ارمنستان و 25 کیلومتری شمال مرز ایران. جمعیت این ناحیه را ارامنه تشكیل می دادند و20% باقیمانده شامل آذری ها می شد.

مسئله در بعد تاریخی آن از پیچیدگی بیشتری برخوردار می باشد با وجود انکه جوامع ارمنی و ترک حدود هزار سال کنار یکدیگر زیسته اند همواره کشمکشهایی میان آنها وجود داشته است که منعکس کننده اختلافات عمیق فرهنگی و عقیدتی است.
ارامنه به استناد مدارک موجود تاریخی بر اقامت چندین هزار ساله خود در منطقه پافشاری دارند و در کتب ارمنی این منطقه با نام ارتساخ خوانده می شود و همواره شرقی ترین استان ارمنستان بوده است. در مقابل آذری ها مدعی اند که اولا ارامنه قره باغ در اصل آلبانی هایی بوده اند که به مسیحیت گریگوریان گرویده اند و از لحاظ نژادی ارمنی نیستند، ثانیا اینان در طول تاریخ تنها اقلیت را در این منطقه تشکیل می داده اند. آذریها با ارائه آمارهای متعددی معتقدند که تا سالهای اولیه قرن 19 ارامنه تنها 20% از جمعیت منطقه قره باغ را تشکیل می دادند.

پس از سقوط جمهوری های آذربایجان و ارمنستان و استقرار حاکمیت مسکو بر این مناطق – مسئله قره باغ در چارچوب سیاست های شوروی و بطور موقت حل شد و ارامنه مدعی اند که سپردن بخش بیشتر به آذربایجان را استالین ایفا کرده است و این در راستای جلب نظر ترکیه در آن زمان بوده است و در عین حال صدور انقلاب بلشویکی به شرق مسلمان از طریق جمهوری آذربایجان به آن مناطق.

در سال 1992و در پی درخواست دو جمهوری آذربایجان و ارمنستان از جمهوری اسلامی ایران، اولین میانجیگری فعال و تا حدودی کارساز توسط وزیر امور خارجه ایران در منطقه آغاز شد که به آتش بس نسبتا پایداری نیز انجامید و روسای جمهوری دو کشور با میانجیگری رئیس جمهور وقت آقای هاشمی رفسنجانی موافقتنامه تهران در این سال به امضای طرفین رسید.
این توافقنامه پیروزی بزرگی برای جمهوری اسلامی ایران در منطقه قفقاز وآسیای مرکزی محسوب و موید شکست طرحهای امریکا و عمالش برای جلوگیری از نفوذ ایران در منطقه می باشد.

در سال 1994 تلاشهای جدیدی برای برقراری آتش بس و استقرار صلح در منطقه آغاز شد و در همین راستا رهبران دینی ارمنستان و آذربایجان در مسکو دیدار کرده و رئیس جدید گروه مینسک آقای یان الیا سون سوئدی با سفر به منطقه دور جدیدی از تلاشها را آغاز کرد.
مهمترین اقدامی که صورت گرفت ملاقات نمایندگان طرفهای درگیر در بیشکک پایتخت قرقیزستان با نظارت نمایندگان روسیه – فنلاند-قرقیزستان بود. در این مذاکرات روسها خواهان رعایت سه اصل بودند: برقراری آتش بس – قبول نمایندگان قره باغ به عنوان یک طرف اصلی مذاکرات صلح – استقرار 1800 نفر از نیروهای جامعه مشترک المنافع در خط حائل آتش بس. این مسئله به وضوح حمایت روسها را از ارامنه نشان می داد و به همین دلیل ارامنه بدون هیچ شرطی مذاکرات را امضا کردند و در نهایت آذربایجان تحت فشار روس ها و تغییرات مختصری این اعلامیه را امضا کرد.

طی سالهای اخیر هر چند تلاش های گروه مینسک برای نزدیکتر کردن دیدگاه های طرفین بحران به یکدیگر ادامه یافته بود و موفقیت هایی نیز حاصل شده بود ولی انتخابات 1996 در قره باغ که به انتخاب روبرت کوچاریان به عنوان رئیس جمهور قره باغ منجر گردید قضیه را پیچیده تر كرد.