تبلیغات
siavash - مطالب آذر 1393
 
درباره وبلاگ


...
کنون که می روی
تمام عزم لحظه های من ، فدای عزم لحظه های تو
شبانگاه بی فروغ من ، ستاره پوش کهکشان راه تو
نفس ، سیاه پوش رفتنت
که تارو پود جان من ، غریق در عزای مرگ وعده های تو
...
کنون که می روی، برو...
خدا نگهدار تو!

مدیر وبلاگ : مهندس سیاوش
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
نظرتون در مورد سایتم چیه؟







جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
siavash
دوستانی بدست آر صدیق و وفادار نه در شمارش بسیار








نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 30 آذر 1393 :: نویسنده : مهندس سیاوش
نظرات ()
سلام,یه چالش جدید راه انداختیم.به نام چالش تأخیر شب یلدا.
امسال شب یلدا دقیقا میوفته شب شهادت پیامبر(ص) که شب بسیار سنگینیه شهادت امام حسن
وعلی ابن موسی الرضاست
ولیالی آتش زدن بیت مولا آه 
,و دورهم جمع شدن و خوردن انواع غذاها هیچ صورت خوشی نداره حتی اگه بگیم ماکه نمیخندیم و فقط دور هم جمع میشیم!
خواهشا اگه برای پیامبر این دین زیبا احترام قائل هستید این مطلب رو تو همه ی شبکه های اجتماعی پخش کنید,قرارنیست خبرخوبی به دستتون برسه.
فقط قراره برای ازبین نرفتن حرمت غم سنگین رحلت پیامبرمون تلاش خودمون روبکنیم.
ان شاالله باخونوادتون قرار بزارید ۲شب بعدش, یعنی شب نهم ماه ربیع الاول رو جشن بگیرین هم تموم شدن ماه صفر رو.هم جشن امامت هم برائت خفی
چون پیامبر گفتن به من مژده ی تموم شدن ماه صفر رو بدین.
ان شاالله بااین کار دل آقامون امام زمان(عج) رو شاد کنیم.
خواهشا خواهشا خواهشا این متن رو باخونوادتون درمیون بزارین و همه جا پخش کنید.
اجرتون با آقا،
 یاعلی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 25 آذر 1393 :: نویسنده : مهندس سیاوش
نظرات ()
http://hpip.blogspot.com/2013/06/3_27.html?m=1



نوع مطلب :
برچسب ها : سایفون، فیلتر شکن قوی، فیلتر شکن رایگان، سایفون3، ارمنستان،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 25 آذر 1393 :: نویسنده : مهندس سیاوش
نظرات ()
بسم الله الرحمن الرحیم 
5 اصطلاح غلط که در جملات روزمره ما به کار میرود
 ۱_ خدا بد نده!
 این کلام اهانت به پروردگار است،زیرا خدای تعالی در قرآن فرموده:هیچ خوبی به شما نمیرسد مگر از ناحیه ی خدا و هیچ بدی بشما نمیرسد مگر از ناحیه ی خود شما(و بخاطر اعمال خودتان است)

۲_جوان ناکام!
این اصطلاح‌ عامیانه برای جوانهایی ک قبل از ازدواج از دنیا میروند بکار میرود ،درحالیکه ازدواج کام حقیقی یک انسان نیست ک اگر ازدواج نکرد به او بگویند ناکام ،بلکه کام حقیقی انسان رسیدن به مقام بندگی خداست و استفاده ی خوب کردن از عمر و فرصتی ک خدا ب او داده  است 
۳_عیسی ب دین خودش موسی ب دین خودش!

این جمله معنای صحیحی ندارد زیرا بین پیامبران خدا، کوچکترین اختلافی نبوده و همه ی انها عقیده ی یکسانی داشتند 
۴_ولش کردی ب امان خدا!
این حرف کفر آمیز است ،زیرا اگر کسی مال یا فرزند خود را به امان خدا بسپارد ک غمی نیست بهتر است بجای این کلام گفته شود :ولش کردی ب حال خودش.

۵_انسان جایز الخطاست!
این حرف نیز غلط است ،زیرا انسان برای خطا آزاد نیست....بهتر است بگوییم انسان ممکن الخطاست...یعنی ممکن است خطا بکند.
.
.
.
*****************التماس دعا**********




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 22 آذر 1393 :: نویسنده : مهندس سیاوش
نظرات ()
چهل روز شکستن
چهل روز بریدن
چهل روز پی ناقه دویدن
چهل روز فقط طعنه و دشنام شنیدن
چه بگویم؟

چهل روز اسارت
چهل روز جسارت
چهل روز غم و غربت و غارت
چهل روز پریشانی و حسرت
چهل روز مصیبت
چه بگویم؟

چهل روز نه صبری نه قراری
نه یک محرم و یاری
ز دیاری به دیاری
عجب ناقه سواری
فقط بود سرت بر سر نی قاری زینب
چه بگویم؟

چهل روز تب و شیون و ناله
ز خاکستر و دشنام
ز هر بام حواله
و از شدت اندوه
و با خاطر مجروح
جگر گوشه‌ی تو کنج خرابه
همان آینه‌ی فاطمه
جا ماند سه ساله
چه بگویم؟

چهل روز فقط شیون و داغ و
غم و درد فراق و
فراق و ... فراق و ...
چه بگویم؟

بگویم، کدامین گله ها را؟
غم فاصله ها را؟
تب آبله ها را؟
و یا زخم گلوگیر ترین سلسله ها را؟
و یا طعنه‌ی بی رحم ترین هلهله ها را؟
و یا مرحمت دم به دم حرمله ها را؟

چه بگویم؟..
   
⇜السلام علیک یا اباعبدلله الحسین(ع)⇝




نوع مطلب :
برچسب ها : اربعین حسینی، امام حسین، محرم، اربعین امام حسین،
لینک های مرتبط :


شنبه 22 آذر 1393 :: نویسنده : مهندس سیاوش
نظرات ()
ﺯﻥ ﻭﺷﻮﻫﺮﯼ ﺑﻪ ﺑﺎﻍ ﻭﺣﺶ ﺭﻓﺘﻨﺪ، ﻣﯿﻤﻮﻥ ﻧﺮﯼ ﺭﺍ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ
ﮐﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺟﻔﺘﺶ ﻋﺸﻘﺒﺎﺯﯼ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ
.ﺯﻥ ﺑﻪ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﮔﻔﺖ : ﭼﻪ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻪ ﻭﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺍﻱ
ﺳﭙﺲ ﺑﻪ ﻗﻔﺲ ﺷﯿﺮﻫﺎ ﺭﻓﺘﻨﺪ ﺷﯿﺮ ﻧﺮ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﺁﺭﺍﻡ ﻭ ﺑﺎ
ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺍﻧﺪﮎ ﺍﺯ ﺟﻔﺘﺶ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ
.ﺯﻥ ﺑﻪ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﮔﻔﺖ : ﭼﻪ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻪ ﯼ ﺍﻧﺪﻭﻫﺒﺎﺭﯼ
ﺍﺳﺖ
ﺷﻮﻫﺮﺵ ﮔﻔﺖ : ﺍﯾﻦ ﺑﻄﺮﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺟﻔﺖ ﺷﯿﺮ ﻧﺮ ﺑﯿﻨﺪﺍﺯ
ﻭ ﺑﺒﯿﻦ ﺷﯿﺮ ﻧﺮ ﭼﻪ ﻋﮑﺲ ﺍﻟﻌﻤﻠﯽ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ . ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ
ﺯﻥ ﺷﯿﺸﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻃﺮﻑ ﺷﯿﺮ ﻣﺎﺩﻩ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ، ﺷﯿﺮﻧﺮ ﻓﻮﺭﯼ ﺑﻠﻨﺪ
ﺷﺪ ﻭ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺩﻓﺎﻉ ﺍﺯ ﺟﻔﺘﺶ ﺑﺎ ﺳﺮ ﻭ ﺻﺪﺍﯼ ﺯﯾﺎﺩ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ
ﺳﭙﺮ ﺍﻭ ﮐﺮﺩ
ﺍﻣﺎ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺷﯿﺸﻪ ﺍﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﻣﯿﻤﻮﻥ ﻣﺎﺩﻩ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ
ﻣﯿﻤﻮﻥ ﻧﺮ ﺍﺯ ﺟﻔﺘﺶ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﻪ ﮐﻨﺎﺭﯼ ﺩﻭﯾﺪ ﺗﺎ
ﺷﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻧﺨﻮﺭﺩ
ﺷﻮﻫﺮ ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﮔﻔﺖ : ﻋﺰﯾﺰﻡ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﺩﺭﻭﻏﯿﻦ
ﻭ ﻇﺎﻫﺮﯼ ﻣﺮﺩﻡ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻔﺮﯾﺒﺪ
ﺑﺮﺧﯽ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﺩﺭﻭﻏﯿﻦ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺭﺍ
ﻣﯽ ﻓﺮﯾﺒﻨﺪ
ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻓﺮﯾﺐ ﻇﺎﻫﺮﻧﻤﺎﯾﯽ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺧﻮﺭﺩ , ﺑﺮﺧﯽ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﻫﻢ ﺍﺯ
ﺑﺎﻃﻦ ﻭ ﻋﻤﻖ ﻭﺟﻮﺩﺷﺎﻥ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ . ﭼﻪ ﺑﺴﺎ
ﻫﻨﺮﻇﺎﻫﺮ ﺳﺎﺯﯼ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ
ﺍﻣﺎ ﻣﯿﻤﻮﻥ ﺻﻔﺘﺎﻥ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﻭﺭ ﻭ ﺯﻣﺎﻧﻪ ﭼﻪ ﺯﯾﺎﺩﻧﺪ ﻭ
ﺷﯿﺮﺻﻔﺘﺎﻥ ﭼﻪ ﺍﻧﺪﮎ




نوع مطلب :
برچسب ها : ارمنستان، گرجستان، اقامت، ویزا، ثبت شرکت، دلار،
لینک های مرتبط :


شنبه 15 آذر 1393 :: نویسنده : مهندس سیاوش
نظرات ()
روزی مردی نزد حضرت سلیمان(ع) آمد و گفت: سلام ای نبی خدا
و بعد گفت:من عزرائیل را دیدم که به من چپ نگاه میکرد حالا من میترسم ، میشود  من را با قالیچه ات به هند بفرستی؟؟؟
و حضرت سلیمان(ع) قبول کرد و فرستاد
بعد ها سلیمان عزرائیل را دید و به او گفت:چرا به آن مرد به چپ نگاه میکردی؟؟؟
و عزرائیل گفت:خداوند بزرگ به من دستور داده بود که من جان او را در ساعت دو و در هند بگیرم
اما من در ساعت یک و چهل و پنج دقیقه او را در اینجا دیدم و فاصله اینجا تا هند یک ماه است
M




نوع مطلب :
برچسب ها : ارمنستان، گرجستان، اقامت، ویزا، دلار، ثبت شرکت،
لینک های مرتبط :


شنبه 15 آذر 1393 :: نویسنده : مهندس سیاوش
نظرات ()

روزی، وقتی هیزم شکنی مشغول قطع کردن یه شاخه درخت بالای رودخونه بود، تبرش افتاد تو رودخونه. وقتی در حال گریه کردن بود، یه فرشته اومد و ازش پرسید: چرا گریه می کنی؟ هیزم شکن گفت که تبرم توی رودخونه افتاده. فرشته رفت و با یه تبر طلایی برگشت.
"آیا این تبر توست؟" هیزم شکن جواب داد: " نه" فرشته دوباره به زیر آب رفت و این بار با یه تبر نقره ای برگشت و پرسید که آیا این تبر توست؟ دوباره، هیزم شکن جواب داد : نه. فرشته باز هم به زیر آب رفت و این بار با یه تبر آهنی برگشت و پرسید آیا این تبر توست؟ جواب داد: آره.
فرشته از صداقت مرد خوشحال شد و هر سه تبر را به اوداد و هیزم شکن خوشحال روانه خونه شد. یه روز وقتی داشت با زنش کنار رودخونه راه می رفت زنش افتاد توی آب. هیزم شکن داشت گریه می کرد که فرشته باز هم اومد و پرسید که چرا گریه می کنی؟ اوه فرشته، زنم افتاده توی آب. "
فرشته رفت زیر آب و با جنیفر لوپز برگشت و پرسید : زنت اینه؟ هیزم شکن فریاد زد: آره!
فرشته عصبانی شد. " تو تقلب کردی، این نامردیه "
هیزم شکن جواب داد : اوه، فرشته من منو ببخش. سوء تفاهم شده. می دونی، اگه به جنیفر لوپز "نه" می گفتم تو می رفتی و با کاترین زتاجونز می اومدی. و باز هم اگه به کاترین زتاجونز "نه" میگفتم، تو می رفتی و با زن خودم می اومدی و من هم می گفتم آره. اونوقت تو هر سه تا رو به من می دادی. اما فرشته، من یه آدم فقیرم و توانایی نگهداری سه تا زن رو ندارم، و به همین دلیل بود که این بار گفتم آره.

نکته اخلاقی: هر وقت مردی دروغ میگه به خاطر یه دلیل شرافتمندانه و مفیده




نوع مطلب :
برچسب ها : ارمنستان، گرجستان، اقامت، ویزا، ثبت شرکت، دلار،
لینک های مرتبط :


شنبه 15 آذر 1393 :: نویسنده : مهندس سیاوش
نظرات ()
هنرمند عقب رفت تا تناسب هندسی آخرین اثرش را بسنجد.زمزمه کرد:«زیباست:اما فروش میرود؟؟ برای بررسی مفاهیم فلسفی فرصتی در کار نبود.مشتریان زمزمه کنان و هیجان زده دور هنرمند حلقه زدند.هنرمد اثرش را خیلی زود به فروش رساند .عنکبوت با لبخندی بدخواهانه گفت:«این تجارت است،هنر نیست.»
علی کرمی..




نوع مطلب :
برچسب ها : ارمنستان، گرجستان، ویزا، اقامت، ثبت شرکت، دلار،
لینک های مرتبط :


شنبه 15 آذر 1393 :: نویسنده : مهندس سیاوش
نظرات ()

سال دهم بعثت: وفات حضرت خدیجه كبری(س)
68 سال پیش از هجرت پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله به مدینه، در سرزمین حجاز و در خانه خُوَیلد، دختری چشم به جهان گشود که او را خدیجه نامیدند. حضرت خدیجه كبری(س) در اسلام یكی از چهار بانویی كه بر تمام بانوان بهشت فضیلت و برتری دارند، شناخته شد و جز دختر ارجمندش حضرت فاطمه زهرا(س)، هیچ بانویی این مقام و فضیلت را نیافت.(1)
زندگى او را مى توان نمونه اى كامل از تحول مثبت و سیر به سمت كمال دانست؛ زیرا خدیجه (س) بیش از چهل سال از زندگى اش را در دوران جاهلیت سپرى كرد، آنگاه با غلبه بر تمام تضادهاى موجود اجتماعى دل به اسلام سپرد.
خدیجه كبری(س) در چهل سالگی با امین قریش، حضرت محمد(ص) كه در سنّ بیست و پنج سالگی بود ازدواج كرد(2). او عشق و علاقه ویژه ای به پیامبر(ص) داشت و هنگامی كه آن حضرت مبعوث به رسالت شد، تمام توان و دارایی های خویش را در اختیار آن حضرت گذاشت، تا در راه اسلام و باروری آن هزینه كند. او نخستین زنی بود كه به آن حضرت ایمان آورد(3).
سرانجام این بانوی فداكار، پس از یك عمر تلاش و كوشش و 25 سال خدمت به رسول گرامی(ص) و دین مبین اسلام، در دهم رمضان سال دهم بعثت، جان به جان آفرینان تسلیم و روح مطهرش به اعلی علیین عروج نمود. پس از غسل و كفن بدن مطهر خدیجه كبری(س)، پیامبر(ص) وی را در حجون مكه به خاك سپرد.(4)
پیامبراكرم(ص) در شأن همسرش خدیجه(س) فرمود:
سوگند به خدا، پروردگار كسی را بهتر از خدیجه نصیبم نكرد. زیرا در حالی كه مردم، كفر می ورزیدند، او به من ایمان آورد؛ در حالی كه مردم تكذیبم می كردند، او مرا تصدیق كرد؛ در حالی كه مردم محرومم كرده بودند، او با دارایی های خود با من مساوات كرد و خداوند از او به من فرزندانی عطا كرد، كه از سایر همسرانم چنین موهبتی نصیبم نشد.(5




نوع مطلب :
برچسب ها : ارمنستان، گرجستان، اقامت، ویزا، ثبت شرکت، دلار،
لینک های مرتبط :


شنبه 15 آذر 1393 :: نویسنده : مهندس سیاوش
نظرات ()
روزی مرد کوری روی پله های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود. روی تابلو نوشته بود: من کور هستم لطفا کمک کنید. روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه در داخل کلاه بود. او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت آن را برگرداند و اعلان دیگری روی آن نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و آنجا را ترک کرد.
عصر آنروز روزنامه نگار به آن محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است. مرد کور از صدای قدمهای او، خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که آن تابلو را نوشته بگوید، که بر روی آن چه نوشته است؟ روزنامه نگار جواب داد: چیز خاص و مهمی نبود، من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد.
مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است، ولی روی تابلوی او نوشته شده بود: امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم.محمد شاهمیری از تهران




نوع مطلب :
برچسب ها : ارمنستان، گرجستان، اقامت، ویزا، ثبت شرکت، تور ارزان،
لینک های مرتبط :


شنبه 15 آذر 1393 :: نویسنده : مهندس سیاوش
نظرات ()
یک انسان شناس به تعدادی از بچه های آفریقایی یک بازی را پیشنهاد کرد:
او سبدی از میوه را در نزدیکی یک درخت گذاشت و گفت هر کسی که زودتر به آن برسد آن میوه های خوشمزه را برنده می شود.
هنگامی که او فرمان دویدن را داد ، تمامی بچه ها دستان یکدیگر را گرفتند و  با یکدیگر دویده و در کنار درخت، خوشحال نشستند.
  
هنگامی که انسان شناس از این رفتار آنها پرسید درحالیکه یک نفر می توانست به تنهایی همه میوه ها را برنده شود.
آنها گفتند: آبونتو(UBUNTU) ، چگونه یکی از ما میتونه خوشحال باشه در حالیکه دیگران ناراحت اند.
(آبونتو در فرهنگ ژوسا یعنی من هستم چون ما هستیم)

محمدرضا غلام پور




نوع مطلب :
برچسب ها : ارمنستان، گرجستان، اقامت، دلار، ثبت شرکت، ویزا،
لینک های مرتبط :


شنبه 15 آذر 1393 :: نویسنده : مهندس سیاوش
نظرات ()
یکی از دوستام تعریف می کرد : “با اتوبوس از یه شهر دیگه داشتم میومدم یه بچه ء ۵-۶ ساله رو صندلی جلویی بغل مامانش یه شکلات کاکایویی رو هی میگرف طرف من هی میکشید طرف خودش. منم عصبانی شدم  ایندفعه که بچه شکلاتو آورد یه گاز بزرگ زدم!بچه یکم عصبانی شد ولی مامان باباش بهش یه شکلات دیگه دادن.خیلی احساس شعف میکردم که همچین شیطنتی کردم.
یکم که گذشت دیدم تو شکمم داره یه اتفاقایی میوفته.رفتم به راننده گفتم آقا نگه دار من برم دستشویی.
خلاصه حل شد.یه ربع نگذشه بود باز همون اتفاق افتاد.دوباره رفتم…سومین بار دیگه مسافرا چپ چپ نیگا میکردن.
اینبار خیلی خودمو نگه داشم دیدم نه انگار نمیشه رفتم راننده گفت برو بشین ببینیم توام مارو مسخره کردی…
رفتم نشستم سر جام از مامان بچه پرسیدم ببخشید این شکلاته چی بود؟
گفت این بچه دچار یبوسته، ما روی شکلاتا مسهل میمالیم میدیم بچه میخوره!!!خلاصه خیلی تو مخمصه گیر کرده بودم.خیلی به ذهنم فشار آوردم بالاخره به خانومه گفتم ببخشید بازم ازین شکلاتا دارین؟گف بله و یکی داد..رفتم پیش راننده گفتم باید اینو بخورین. الا و بلا که امکان نداره دستمو رد کنین.خلاصه یه گاز خوردو من خوشحال اومدم سر جام . ده دقیقه طول نکشید راننده ماشینو نگه داشت!!!منم پیاده شدم و خوشحال از نبوغی که به خرج دادم! یه ربع بعد باز ماشینو نگه داشت…! بعد منو صدا کرد جلو گفت این چی بود دادی به خورد من؟ گفتم آقا دستم به دامنت منم همین مشکلو داشتم! کار همین شکلاته بود!شما درکم نمیکردین! خلاصه راننده هر یه ربع نگه میداشت منو صدا میکرد میگفت هی جوون! بیا بریم!
نتیجه اخلاقی : وقتی دیگران درکتون نمی کنند ، یه کاری کنید درکتون کنند.!!!
علی ناوک




نوع مطلب :
برچسب ها : ارمنستان، گرجستان، دلار، ثبت شرکت، اقامت، ویزا، تور ارزان،
لینک های مرتبط :


شنبه 15 آذر 1393 :: نویسنده : مهندس سیاوش
نظرات ()
مردی بود قرآن میخواند واز معنی قرآن هیچی نمیفهمید .
پس پسرکوچکش از پدرش پرسید چه فایده ای دارد قرآن میخوانی بدون اینکه معنی آن رابفهمی؟
پدر گفت پسرم سبدی بگیر واز آب دریا پرکن وبرایم بیاور .
پسر به پدرش گفت که غیر ممکن است که آب درسبد باقی بماند.
پدر گفت امتحان کن پسرم.پسر سبدی که درآن زغال میگذاشتند گرفت ورفت بطرف دریا وامتحان کرد سبدرازیرآب زد وبسرعت بطرف پدرش دوید ولی همه آبها از سبد ریخت وهیچ آبی در سبد باقی نماند.پس به پدرش گفت که هیچ فایده ای ندارد .
پدرش گفت دوباره امتحان کن پسرم .سپس دوباره امتحان کرد ولی موفق نشد که آب رابرای پدر بیاورد .برای بار سوم وچهارم هم امتحان کرد تا اینکه خسته شد وبه پدرش گفت که غیر ممکن است...
سپس پدر به پسرش گفت سبد قبلا چطور بود؟
اینجا بود که پسرک متوجه شد به پدرش گفت بله پدر قبلا سبد از باقیمانده های زغال کثیف وسیاه بود ولی الان سبد پاک وتمیز شده است.سپس پدر به پسرش گفت این حداقل کاری است که قرآن برای قلبت انجام میدهد
پس دنیاوکارهای آن قلبت را از کثافتها پرمیکند وخواندن قرآن همچون دریا سینه ات راپاک میکند اگرچه هیچی ازآن حفظ نباشی ومعنی اش رانفهمی




نوع مطلب :
برچسب ها : ارمنستان، گرجستان، اقامت، ویزا، ثبت شرکت، پاسپورت،
لینک های مرتبط :


شنبه 15 آذر 1393 :: نویسنده : مهندس سیاوش
نظرات ()
از طرف امیر حسین مرادی
یك زوج در اوایل 60 سالگی، در یك رستوران كوچیك رمانتیك سی و پنجمین سالگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودن.
ناگهان یك پری كوچولوِ قشنگ سر میزشون ظاهر شد و گفت: چون شما زوجی اینچنین مثال زدنی هستین و درتمام این مدت به هم وفادار موندین، هر كدومتون می تونین یك آرزو بكنین.

خانم گفت: اووووووووووووووووه! من می خوام به همراه همسر عزیزم، دور دنیا سفر كنم.
پری چوب جادووییش رو تكون داد و اجی مجی لا ترجی دو تا بلیط درجه یک در دستش ظاهر شد.

حالا نوبت آقا بود، چند لحظه فكر كرد و گفت: خب، این خیلی رمانتیكه ولی چنین موقعیتی فقط یك بار در زندگی آدم اتفاق می افته، بنابراین، خیلی متاسفم عزیزم ولی آرزوی من اینه كه همسری 30 سال جوانتر از خودم داشته باشم.

خانم و پری واقعا نا امید شده بودن ولی آرزو، آرزوه دیگه !!!
پری چوب جادوییش و چرخوند و... اجی مجی لا ترجی و آقا 92 ساله شد!

پیام اخلاقی این داستان
مردها شاید موجودات ناسپاسی باشن،
ولی پریها...
مونث هستند




نوع مطلب :
برچسب ها : ارمنستان، گرجستان، اقامت، دلار، ویزا، ثبت شرکت،
لینک های مرتبط :


شنبه 15 آذر 1393 :: نویسنده : مهندس سیاوش
نظرات ()


( کل صفحات : 2 )    1   2