تبلیغات
siavash - مطالب ابر پاسپورت
 
درباره وبلاگ


...
کنون که می روی
تمام عزم لحظه های من ، فدای عزم لحظه های تو
شبانگاه بی فروغ من ، ستاره پوش کهکشان راه تو
نفس ، سیاه پوش رفتنت
که تارو پود جان من ، غریق در عزای مرگ وعده های تو
...
کنون که می روی، برو...
خدا نگهدار تو!

مدیر وبلاگ : مهندس سیاوش
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
نظرتون در مورد سایتم چیه؟







جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
siavash
دوستانی بدست آر صدیق و وفادار نه در شمارش بسیار




سلطان به وزیرگفت۳سوال میکنم فردااگرجواب دادی هستی وگرنه عزل میشوی.سوال اول:خداچه میخورد؟سوال دوم:خداچه می پوشد؟
سوال سوم:خداچه کارمیکند؟وزیر ازاینکه جواب سوالهارانمیدانست ناراحت بود.
غلامی فهمیده وزیرک داشت.وزیر به غلام گفت سلطان ۳سوال کرده اگرجواب ندهم برکنارمیشوم.اینکه :خداچه میخورد؟چه می پوشد؟چه کارمیکند؟غلام گفت هرسه را میدانم اما دوجواب را الان میگویم وسومی رافردا
اما خداچه میخورد؟خداغم بندهایش رامیخورد
اینکه چه میپوشد؟خداعیبهای بندهای خودرامی پوشد
اماپاسخ سوم را اجازه بدهیدفردابگویم. فرداوزیر و غلام نزدسلطان رفتند.وزیربه دوسوال جواب داد.سلطان گفت درست است ولی بگوجوابهاراخودت گفتی یاازکسی پرسیدی وزیرگفت این غلام من انسان فهمیده ایست جوابهارااوداد. گفت پس لباس وزارت رادربیاوروبه این غلام بده غلام هم لباس نوکری رادرآوردوبه وزیرداد.بعد وزیر به غلام گفت جواب سوال سوم چه شد؟غلامگفت:آیاهنوزنفهمیدی خداچکارمیکند!خدادریک لحظه غلام راوزیر میکندووزیرراغلام میکند(بارخدایا توئی که فرمانفرمائی،هرآنکس راکه خواهی فرمانروائی بخشی وازهرکه خواهی فرمانروائی را بازستانی.




نوع مطلب :
برچسب ها : ویزا، اقامت، ثبت شرکت، دلار، ارمنستان، گرجستان، پاسپورت،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 19 اسفند 1393 :: نویسنده : مهندس سیاوش
نظرات ()
مردی بود قرآن میخواند واز معنی قرآن هیچی نمیفهمید .
پس پسرکوچکش از پدرش پرسید چه فایده ای دارد قرآن میخوانی بدون اینکه معنی آن رابفهمی؟
پدر گفت پسرم سبدی بگیر واز آب دریا پرکن وبرایم بیاور .
پسر به پدرش گفت که غیر ممکن است که آب درسبد باقی بماند.
پدر گفت امتحان کن پسرم.پسر سبدی که درآن زغال میگذاشتند گرفت ورفت بطرف دریا وامتحان کرد سبدرازیرآب زد وبسرعت بطرف پدرش دوید ولی همه آبها از سبد ریخت وهیچ آبی در سبد باقی نماند.پس به پدرش گفت که هیچ فایده ای ندارد .
پدرش گفت دوباره امتحان کن پسرم .سپس دوباره امتحان کرد ولی موفق نشد که آب رابرای پدر بیاورد .برای بار سوم وچهارم هم امتحان کرد تا اینکه خسته شد وبه پدرش گفت که غیر ممکن است...
سپس پدر به پسرش گفت سبد قبلا چطور بود؟
اینجا بود که پسرک متوجه شد به پدرش گفت بله پدر قبلا سبد از باقیمانده های زغال کثیف وسیاه بود ولی الان سبد پاک وتمیز شده است.سپس پدر به پسرش گفت این حداقل کاری است که قرآن برای قلبت انجام میدهد
پس دنیاوکارهای آن قلبت را از کثافتها پرمیکند وخواندن قرآن همچون دریا سینه ات راپاک میکند اگرچه هیچی ازآن حفظ نباشی ومعنی اش رانفهمی




نوع مطلب :
برچسب ها : ارمنستان، گرجستان، اقامت، ویزا، ثبت شرکت، پاسپورت،
لینک های مرتبط :


شنبه 15 آذر 1393 :: نویسنده : مهندس سیاوش
نظرات ()
چه ازدواج کرده باشید، چه نکرده باشید، باید این را بخوانید!وقتی آن شب از سر کار به خانه برگشتم، همسرم داشت غذا را آماده می کرد، دست او را گرفتم و گفتم، باید چیزیرا به تو بگویم. او نشست و به آرامی مشغول غذا خوردن شد. غم و ناراحتی توی چشمانش را خوب می دیدم.یکدفعه نفهمیدم چطور دهانم را باز کردم. اما باید به او می گفتم که در ذهنم چه می گذرد. من طلاق می خواستم. به آرامی موضوع را مطرح کردم. به نظر نمی رسید که از حرفهایم ناراحت شده باشد، فقط به نرمی پرسید، چرا؟از جواب دادن به سوالش سر باز زدم. این باعث شد عصبانی شود. ظرف غذایش را به کناری پرت کرد و سرم داد کشید، تو مرد نیستی! آن شب، دیگر اصلاً با همحرف نزدیم. او گریه می کرد. می دانم دوست داشت بداندکه چه بر سر زندگی اش آمده است. اما واقعاً نمی توانستم جواب قانع کننده ای به او بدهم. من دیگر دوستش نداشتم، فقط دلم برایش می سوخت.با یک احساس گناه و عذاب وجدان عمیق، برگه طلاق را آماده کردم که در آن قید شده بود می تواند خانه، ماشین، و 30% از سهم کارخانه ام را بردارد. نگاهی بهبرگه ها انداخت و آن را ریز ریز پاره کرد. زنی که 10 سال زندگیش را با من گذرانده بود برایم به غریبه ای تبدیل شده بود. از اینکه وقت و انرژیش را برای من به هدر داده بود متاسف بودم اما واقعاً نمی توانستم به آن زندگی برگردم چون عاشق یک نفر دیگر شده بودم. آخر بلند بلند جلوی من گریه سر داد و این دقیقاً همان چیزی بود که انتظار داشتم ببینم. برای من گریه او نوعیرهایی بود. فکر طلاق که هفته ها بود ذهن من را به خودمشغول کرده بود، الان محکم تر و واضح تر شده بود.روز بعد خیلی دیر به خانه برگشتم و دیدم که پشت میز نشسته و چیزی می نویسد. شام نخورده بودم اما مستقیمرفتم بخوابم و خیلی زود خوابم برد چون واقعاً بعد از گذراندن یک روز لذت بخش با معشوقه جدیدم خسته بودم. وقتی بیدار شدم، هنوز پشت میز مشغول نوشتن بود. توجهی نکردم و دوباره به خواب رفتم.صبح روز بعد او شرایط طلاق خود را نوشته بود: هیچ چیزی از من نمی خواست و فقط یک ماه فرصت قبل از طلاق خواسته بود. او درخواست کرده بود که در آن یک ماه هر دوی ما تلاش کنیم یک زندگی نرمال داشته باشیم. دلایل او ساده بود: وقت امتحانات پسرمان بود و او نمی خواست که فکر او بخاطر مشکلات ما مغشوش شود.برای من قابل قبول بود. اما یک چیز دیگر هم خواسته بود. او از من خواسته بود زمانی که او را در روز عروسیوارد اتاقمان کردم به یاد آورم. از من خواسته بود که در آن یک ماه هر روز او را بغل کرده و از اتاقمان به سمت در ورودی ببرم. فکر می کردم که دیوانه شده است. اما برای اینکه روزهای آخر با هم بودنمان قابل تحمل تر باشد، درخواست عجیبش را قبول کردم.درمورد شرایط طلاق همسرم با معشوقه ام حرف زدم. بلندبلند خندید و گفت که خیلی عجیب است. و بعد با خنده و استهزا گفت که هر حقه ای هم که سوار کند باید بالاخره این طلاق را بپذیرد.از زمانیکه طلاق را به طور علنی عنوان کرده بودم من و همسرم هیچ تماس جسمی با هم نداشتیم. وقتی روز اول او را بغل کردم تا از اتاق بیرون بیاورم هر دوی ما احساس خامی و تازه کاری داشتیم. پسرم به پشتم زد و گفت اوه بابا رو ببین مامان رو بغل کرده. اول او را از اتاق به نشیمن آورده و بعد از آنجا به سمت در ورودی بردم. حدود 10 متر او را در آغوشم داشتم. کمی ناراحت بودم. او را بیرون در خانه گذاشتم و او رفت که منتظر اتوبوس شود که به سر کار برود. من هم به تنهایی سوار ماشین شده و به سمت شرکت حرکت کردم.در روز دوم هر دوی ما برخورد راحت تری داشتیم. به سینه من تکیه داد. می توانستم بوی عطری که به پیراهنش زده بود را حس کنم. فهمیدم که خیلی وقت است خوب به همسرم نگاه نکرده ام. فهمیدم که دیگر مثل قبل جوان نیست. چروک های ریزی روی صورتش افتاده بود و موهایش کمی سفید شده بود. یک دقیقه باخودم فکر کردم که من برای این زن چه کار کرده ام.در روز چهارم وقتی او را بغل کرده و بلند کردم، احساس کردم حس صمیمیت بینمان برگشته است. این آن زنی بود که 10 سال زندگی خود را صرف من کرده بود. درروز پنجم و ششم فهمیدم که حس صمیمیت بینمان در حال رشد است. چیزی از این موضوع به معشوقه ام نگفتم. هر چه روزها جلوتر می رفتند، بغل کردن او برایم راحت تر می شد. این تمرین روزانه قوی ترم کرده بود!یک روز داشت انتخاب می کرد چه لباسی تن کند. چند پیراهن را امتحان کرد اما لباس مناسبی پیدا نکرد. آه کشید و گفت که همه لباس هایم گشاد شده اند. یکدفعه فهمیدم که چقدر لاغر شده است، به همین خاطر بود کهمی توانستم اینقدر راحت تر بلندش کنم.یکدفعه ضربه به من وارد شد. بخاطر همه این درد و غصه هاست که اینطور شده است. ناخودآگاه به سمتش رفته و سرش را لمس کردم.همان لحظه پسرم وارد اتاق شد و گفت که بابا وقتش است که مامان را بغل کنی و بیرون بیاوری. برای او دیدن اینکه پدرش مادرش را بغل کرده و بیرون ببرد بخش مهمی از زندگیش شده بود. همسرم به پسرمان اشاره کرد که نزدیکتر شود و او را محکم در آغوش گرفت. صورتم را برگرداندم تا نگاه نکنم چون می ترسیدم در این لحظه آخر نظرم را تغییر دهم. بعد او را در آغوش گرفته و بلند کردم و از اتاق خواب بیرون آورده و به سمت در بردم. دستانش را خیلی طبیعی و نرم دور گردنم انداخته بود. من هم او را محکم در آغوش داشتم. درست مثل روز عروسیمان.اما وزن سبک تر او باعث ناراحتیم شد. در روز آخر، وقتیاو را در آغوشم گرفتم به سختی می توانستم یک قدم بردارم. پسرم به مدرسه رفته بود. محکم بغلش کردن وگفتم، واقعاً نفهمیده بودم که زندگیمان صمیمیت کم دارد. سریع سوار ماشین شدم و به سمت شرکت حرکت کردم. وقتی رسیدم حتی در ماشین را هم قفل نکردم. می ترسیدم هر تاخیری نظرم را تغییر دهد. از پله ها بالا رفتم. معشوقه ام که منشی ام هم بود در را بهرویم باز کرد و به او گفتم که متاسفم، دیگر نمی خواهم طلاق بگیرم.او نگاهی به من انداخت، تعجب کرده بود، دستش را رویپیشانی ام گذاشت و گفت تب داری؟ دستش را از روی صورتم کشیدم. گفتم متاسفم. من نمی خواهم طلاق بگیرم. زندگی زناشویی من احتمالاً به این دلیل خسته کننده شده بود که من و زنم به جزئیات زندگیمان توجهی نداشتیم نه به این دلیل که من دیگر دوستش نداشتم. حالا می فهمم دیگر باید تا وقتی مرگ ما را از هم جدا کند هر روز او را در آغوش گرفته و از اتاق خوابمان بیرون بیاورم. معشوقه ام احساس می کرد که تازه از خواب بیدار شده است. یک سیلی محکم به گوشم زد و بعد در را کوبید و زیر گریه زد. از پله ها پایین رفتم و سوار ماشین شدم. سر راه جلوی یک مغازه گل فروشیایستادم و یک سبد گل برای همسرم سفارش دادم. فروشنده پرسید که دوست دارم روی کارت چه بنویسم. لبخند زدم و نوشتم، تا وقتی مرگ ما را از هم جدا کند هر روز صبح بغلت می کنم و از اتاق بیروم می آورمت.شب که به خانه رسیدم، با گلها دست هایم و لبخندی رویلبهایم پله ها را تند تند بالا رفتم و وقتی به خانه رسیدم دیدم همسرم روی تخت افتاده و مرده است! او ماه ها بود که با سرطان می جنگید و من اینقدر مشغول معشوقه ام بودم که این را نفهمیده بودم. او می دانست که خیلی زود خواهد مرد و می خواست من را از واکنش های منفی پسرمان بخاطر طلاق حفظ کند. حالا حداقل در نظر پسرمان من شوهری مهربان بودم.جزئیات ریز زندگی مهمترین چیزها در روابط ما هستند. خانه، ماشین، دارایی ها و سرمایه مهم نیست. اینها فقط محیطی برای خوشبختی فراهم می آورد اما خودشان خوشبختی نمی آورند.سعی کنید دوست همسرتان باشید و هر کاری از دستتان برمی آید برای تقویت صمیمیت بین خود انجام دهید.با به اشتراک گذاشتن این داستان شاید بتوانید زندگی زناشویی خیلی ها را نجات دهی



نوع مطلب :
برچسب ها : ارمنستان، گرجستان، تور ارزان، ویزا، دلار، ثبت شرکت، پاسپورت،
لینک های مرتبط :


شنبه 15 آذر 1393 :: نویسنده : مهندس سیاوش
نظرات ()

شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده. داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه. مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: مریم ، دخترم ، در را باز کن. مریم جان سالمی ؟؟؟ آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده در رو می شکنه میرند تو. مریم ناز مامان بابا مثل یه عروسک زیبا کف اتاق خوابیده. لباس قشنگ عروسیش با خون یکی شده ، ولی رو لباش لبخنده! همه مات و مبهوت دارند به این صحنه نگاه می کنند. کنار دست مریم یه کاغذ هست، یه کاغذی که با خون یکی شده. بابای مریم میره جلو هنوزم چیزی را که میبینه باور نمی کنه، با دستایی لرزان کاغذ را بر میداره، بازش می کنه و می خونه :


سلام عزیزم. دارم برات نامه می نویسم. آخرین نامه ی زندگیمو. آخه اینجا آخر خط زندگیمه. کاش منو تو لباس عروسی می دیدی. مگه نه اینکه همیشه آرزوت همین بود؟! علی جان دارم میرم. دارم میرم که بدونی تا آخرش رو حرفام ایستادم. می بینی علی بازم تونستم باهات حرف بزنم.


دیدی بهت گفتم باز هم با هم حرف می زنیم. ولی کاش منم حرفای تو را می شنیدم. دارم میرم چون قسم خوردم ، تو هم خوردی، یادته؟! گفتم یا تو یا مرگ، تو هم گفتی ، یادته؟! علی تو اینجا نیستی، من تو لباس عروسم ولی تو کجایی؟! داماد قلبم تویی، چرا کنارم نمیای؟! کاش بودی می دیدی مریمت چطوری داره لباس عروسیشو با خون رگش رنگ می کنه. کاش بودی و می دیدی مریمت تا آخرش رو حرفاش موند. علی مریمت داره میره که بهت ثابت کنه دوستت داشت. حالا که چشمام دارند سیاهی میرند، حالا که همه بدنم داره می لرزه ، همه زندگیم مثل یه سریال از جلوی چشمام میگذره. روزی که نگاهم تو نگاهت گره خورد، یادته؟! روزی که دلامون لرزید، یادته؟! روزای خوب عاشقیمون، یادته؟! نقشه های آیندمون، یادته؟! علی من یادمه، یادمه چطور بزرگترهامون، همونهایی که همه زندگیشون بودیم پا روی قلب هردومون گذاشتند. یادمه روزی که بابات از خونه پرتت کرد بیرون که اگه دوستش داری تنها برو سراغش.

یادمه روزی که بابام خوابوند زیر گوشت که دیگه حق نداری اسمشو بیاری. یادته اون روز چقدر گریه کردم، تو اشکامو پاک کردی و گفتی گریه می کنی چشمات قشنگتر می شه! می گفتی که من بخندم. علی حالا بیا ببین چشمام به اندازه کافی قشنگ شده یا بازم گریه کنم. هنوز یادمه روزی که بابات فرستادت شهر غریب که چشمات تو چشمای من نیافته ولی نمی دونست عشق تو ، تو قلب منه نه تو چشمام. روزی که بابام ما را از شهر و دیار آواره کرد چون من دل به عشقی داده بودم که دستاش خالی بود که واسه آینده ام پول نداشت ولی نمی دونست آرزوهای من تو نگاه تو بود نه تو دستات. دارم به قولم عمل می کنم. هنوزم رو حرفم هستم یا تو یا مرگ. پامو از این اتاق بزارم بیرون دیگه مال تو نیستم دیگه تو را ندارم. نمی تونم ببینم بجای دستای گرم تو ، دستای یخ زده ی غریبه ایی تو دستام باشه. همین جا تمومش می کنم. واسه مردن دیگه از بابام اجازه نمی خوام. وای علی کاش بودی می دیدی رنگ قرمز خون با رنگ سفید لباس عروس چقدر بهم میان! عزیزم دیگه نای نوشتن ندارم. دلم برات خیلی تنگ شده. می خوام ببینمت. دستم می لرزه. طرح چشمات پیشه رومه. دستمو بگیر. منم باهات میام ….

پدر مریم نامه تو دستشه ، کمرش شکست ، بالای سر جنازه ی دختر قشنگش ایستاده و گریه می کنه. سرشو بر گردوند که به جمعیت بهت زده و داغدار پشت سرش بگه چه خاکی تو سرش شده که توی چهار چوب در یه قامت آشنا می بینه. آره پدر علی بود، اونم یه نامه تو دستشه، چشماش قرمزه، صورتش با اشک یکی شده بود. نگاه دو تا پدر تو هم گره خورد نگاهی که خیلی حرفها توش بود. هر دو سکوت کردند و بهم نگاه کردند سکوتی که فریاد دردهاشون بود. پدر علی هم اومده بود نامه ی پسرشو برسونه بدست مریم اومده بود که بگه پسرش به قولش عمل کرده ولی دیر رسیده بود. حالا همه چیز تمام شده بود و کتاب عشق علی و مریم بسته شده. حالا دیگه دو تا قلب نادم و پشیمون دو پدر مونده و اشکای سرد دو مادر و یه دل داغ دیده از یه داماد نگون بخت! مابقی هر چی مونده گذر زمانه و آینده و باز هم اشتباهاتی که فرصتی واسه جبران پیدا نمی کنند




نوع مطلب :
برچسب ها : ارمنستان، گرجستان، ویزا، پاسپورت، ثبت شرکت، ارز، دلار،
لینک های مرتبط :


شنبه 15 آذر 1393 :: نویسنده : مهندس سیاوش
نظرات ()





مجری مستقیم تورهای توریستی، امورات بازرگانی و خدمات حقوقی و ملکی

 

Siavash.business

(ایران،ارمنستان،گرجستان،روسیه،اکراین،ترکیه ،امارات، مالزی و اروپا)

·         رزروهتل، هتل آپارتمان و سوئیت 

·         اجرای تورهای گردشگری (ایران ، ارمنستان ، گرجستان ، روسیه ، اکراین ، ترکیه ،مالزی ،امارات و اروپا)

·         ثبت نام واخذ مدرکLELTS (آکادمیکوجنرال) درارمنستانInternational English Language Testing System

·         ثبت شرکت واخذ حسابهای بین المللی

·         مشاوره درزمینه سرمایه گذاری

·         خرید و فروش واجاره مستقلات

·         خرید، فروش ، اجاره خودرو

·         سکونت،زندگی واخذ اقامت

·         صادرات ،واردات ،ترخیص کالا

·         خدمات مترجمی جهت امور بازاریابی وارزیابی بازاری خاص

·         تور آبدرمانی و سلامت آب گازدار شهرجرموک

·         توراسکی و ورزشهای زمستانه

·         تور زوجین(ماه عسل)

·         تورارایشی و بهداشتی(همراه بامدرک معتبر)

·         تور فستیوالها

·         تورکوهنوردی

·         توردانشجویان جهت ثبت نام و شرکت درامتحانات دانشگاهی

·         اخذ اقامت ودریافت پاسپورت اروپا و کانادا

·         اخذ ویزای امریکا واروپا

·         گرفتن وقت از سفارت امریکا و پیکاپ ویزا

·         گواهینامه رانندگی امریکا، کانادا،اروپا و ارمنستان

·         مشاوره ساخت، خرید واجاره ملک، زمین،آپارتمان وکارخانجات

·         مشاوره تجاری

·         مشاوره حقوقی

·         حسابداری

·         سیم کارت بین اللملی

·         اجرای طرح های عمرانی و راه سازی

·         اجرای تور ایرانگردی

·         کاریابی

·         ساخت سایت و امور تجارت الکترونیکی

·         اموزش مکالمه  زبان انگلیسی ، ارمنی ، روسی ،ترکی ، فارسی و عربی

هماهنگی و کارت تخفیف از مراکز تفریحی ، مراکز خرید و رستورانها

 
                                                                                         








دعوت از دفاتر توریستی و هواپیمایی 

 

 اگر شما در زمینه برگزاری تورهای ارمنستان فعالیت میکنید،

اگر خدماتی در رابطه با ارمنستان به ایرانیان ارائه میدهید،

بهترین راه موفقیت و جذب مشتری برای شما اینست که افراد از خدمات شما آگاه شوند.

سایت www.siavashbusiness.ir  در حال حاضر پربیننده ترین مرجع فارسی زبان در رابطه با کشور ارمنستان است. 

ما اماده ایم که شما و خدمات شما را به ایرانیان و فارسی زبانان معرفی کنیم، در اینصورت هم کسب و کار شما رونق بیشتری پیدا میکند و هم این سایت پربارتر میشود.

کسب اطلاعات از طریق @canadaonline تلگرام  


 



با ویزاکارت و مسترکارت های ما با خیال آسوده سفر کنید و به راحتی از تمام فروشگاههای معتبر دنیا به صورت فیزیکی و آنلاین خرید کنید!






ویزا کارت
  • به نام مشتری (نام مشتری بر روی کارت چاپ می شود)
  • دارای اینترنت بانک، با امکان مشاهده موجودی و گزارش تراکنش ها
  • امکان خرید از تمامی فروشگاههای معتبر دنیا
  • امکان انجام کلیه خرید های آنلاین (از جمله کتاب، مجلات، البسه، دامنه و هاست و ...)
  • امکان رزرو هتل در سراسر دنیا
  • امکان خرید بلیط هواپیما (از شرکتهای مسافرتی در سراسر دنیا)
  • امکان کرایه اتومبیل
  • پرداخت آسان هزینه ثبت نام دانشگاهی و همچنین کلیه آزمونهای معتبر (مانند TOEFL، IELTS و ...)
  • امکان برداشت وجه نقد (از کلیه دستگاههای ATM)
حداقل موجودی کارت۲۰ یورو
حداکثر موجودی قابل واریز در کارتنامحدود
حداقل شارژ هر نوبت۲۰ یورو
حداکثر شارژ هر نوبت۱۰۰۰ یورو
  • مستر کارت
  • کارت بدون نام (هیچ نامی روی کارت چاپ نمی شود)
  • دارای اینترنت بانک، با امکان مشاهده موجودی و گزارش تراکنش ها
  • امکان خرید از تمامی فروشگاههای معتبر دنیا
  • امکان انجام کلیه خرید های آنلاین (از جمله کتاب، مجلات، البسه، دامنه و هاست و ...)
  • امکان رزرو هتل در سراسر دنیا
  • امکان خرید بلیط هواپیما (از شرکتهای مسافرتی در سراسر دنیا)
  • امکان کرایه اتومبیل
  • پرداخت آسان هزینه ثبت نام دانشگاهی و همچنین کلیه آزمونهای معتبر (مانند TOEFL، IELTS و ...)
  • امکان برداشت وجه نقد (از کلیه دستگاههای ATM)
حداقل موجودی کارت۲۰ یورو
حداکثر موجودی قابل واریز در کارتنامحدود
حداقل شارژ هر نوبت۲۰ یورو
حداکثر شارژ هر نوبت۱۷۰۰ یورو

فرایند خرید کارت:

جهت ثبت نام و خرید کارت، مشخصات خود را در فرم  ارتباط  با ما  وارد کرده و بر روی دکمه ارسال کلیک بفرمایید.


کارت های اعتباری در دو نوع ویزاکارت و مسترکارت موجود می باشند. کارت های ویزا به نام متقاضی صادر می شوند و کارت های مستر بدون نام می باشند. این کارت ها از طریق یک بانک معتبر صادر می گردند، واحد پول آنها یورو است و مدت اعتبار آنها 2 سال می باشد.

هزینه صدور ویزاکارت 90 یورو و هزینه صدور مسترکارتها 85 یورو می باشد.

با استفاده از این کارتها می توان:

  • از طریق دستگاههای خودپرداز یا ATM در همه کشورهای دنیا (به جز ایران) پول نقد برداشت کرد
  • از فروشگاههای سراسر دنیا (به جز ایران) خرید نمود
  • پرداخت های آنلاین جهت خرید اینترنتی، خرید بلیط، رزرو هتل و ... انجام داد

از طریق اینترنت بانک مخصوص کارتها که در اختیار صاحب کارت قرار خواهد گرفت می توان به صورت رایگان موجودی و گردش حساب را کنترل کرد. همچنین این کارتها قابلیت شارژ مجدد و تمدید از طریق سایت ما را دارند.

مدارک لازم برای صدور کارت:

  • اسکن رنگی پاسپورت معتبر که حداقل 6 ماه اعتبار داشته باشد
  • اسکن رنگی قبض برق، آب، تلفن یا موبایل به نام متقاضی.. که نشان دهنده آدرس محل سکونت یا کار متقاضی باشد.. تاریخ قبض باید جدید باشد و بیشتر از 3 ماه از آن نگذشته باشد.
  • اسکن رنگی گزارش موجودی و گردش حساب بانکی از یکی از بانک های معتبر ایرانی

لطفا این مدارک را تهیه نموده و به ایمیلsiavash_001love@yahoo.com برای ما به صورت الکترونیکی ارسال نمایید. پس از بررسی و تایید مدارک، مشخصات حساب بانکی جهت واریز هزینه صدور کارت برای شما ارسال خواهد شد.فرم ثبت نام و جدول کارمزد ان نیز برایتان ارسال میگردد.

2 الی 4 هفته پس از واریز هزینه صدور، کارت اعتباری به آدرس پستی شما ارسال خواهد شد.

با تشکر

 

 

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : توریستی بازرگانی خدماتی تفریحی و سرگرمی، 
برچسب ها : ویزا، خدمات توریستی، ارمنستان، گرجستان، ثبت شرکت، پاسپورت، اقامت،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 23 تیر 1392 :: نویسنده : مهندس سیاوش
نظرات ()


جملات زیبا از بزرگان

 سخنان بزرگان, جملات قصار

 

آنکه شادی را پاک می کند ، روان آدمیان را به بند کشیده است . حکیم ارد بزرگ

 

♣♣♣♣♣♣♣سخنان بزرگان♣♣♣♣♣♣♣

 

عشق همانند مغناطیسی است که ما را به مبدا خود جذب می کند . باربارا دی آنجلیس

 

♣♣♣♣♣♣♣سخنان بزرگان♣♣♣♣♣♣♣

 

اگر همه آرزوها برآورده می شد ، هیچ آرزوئی برآورده نمی شد. یونسکو

 

♣♣♣♣♣♣♣سخنان بزرگان♣♣♣♣♣♣♣

 

از دیگران نخواهیم رخدادهای اندوهناک گذشته خویش را برایمان بازگویند . حکیم ارد بزرگ

 

♣♣♣♣♣♣♣سخنان بزرگان♣♣♣♣♣♣♣

 

مقام عالی انسانی در برابر شماست. آن را بدست آورید. شیللر

 

♣♣♣♣♣♣♣سخنان بزرگان♣♣♣♣♣♣♣

 

به زبانت اجازه نده که قبل از اندیشه ات به کار افتد. شیلون

 

♣♣♣♣♣♣♣سخنان بزرگان♣♣♣♣♣♣♣

 

کسی ، رستاخیز و دگرگونی بزرگی را فراهم می آورد که پیشتر بارها و بارها با تصمیم گیری های بسیار ، خود ساخته شده باشد . حکیم ارد بزرگ

 

♣♣♣♣♣♣♣سخنان بزرگان♣♣♣♣♣♣♣

 

اگرآنچه انجام می دهید،ناحق باشد،موفقیتی کسب نخواهید کرد. توماس کارلایل. فیلسوف اسکاتلندی

 

♣♣♣♣♣♣♣سخنان بزرگان♣♣♣♣♣♣♣

 

وقتی که رویا می بینم ، احساس جوانی می کنم. الیزابت کوتورث

 

♣♣♣♣♣♣♣سخنان بزرگان♣♣♣♣♣♣♣

 

اگر برای رسیدن به آرزوهای خویش زور گویی پیشه کنیم ، پس از چندی کسانی را در برابرمان خواهیم دید که دیگر زورمان به آنها نمی رسد . حکیم ارد بزرگ

 

♣♣♣♣♣♣♣سخنان بزرگان♣♣♣♣♣♣♣

 

لازمه موفقیت ،در توانائی تمرکز انرژی ذهنی و جسمی وبدون وقفه بروی یک مسئله است بی آنکه احساس خستگی کنید. توماس ادیسون

 

♣♣♣♣♣♣♣سخنان بزرگان♣♣♣♣♣♣♣

 

آموزش توانسته است جمعیت فراوانی را باسواد کند، امانتوانسته است، به آنها بگوید چه بخوانند. جی.تراولیان

 

♣♣♣♣♣♣♣سخنان بزرگان♣♣♣♣♣♣♣

 

آنکه نمی تواند از خواب خویش برای فراگیری دانش و آگاهی کم کند ارزش برتری و بزرگی ندارد . حکیم ارد بزرگ

 

♣♣♣♣♣♣♣سخنان بزرگان♣♣♣♣♣♣♣

 

لباس قدیمی را بپوشید ولی کتاب نو بخرید. آستین فلپز

 

♣♣♣♣♣♣♣سخنان بزرگان♣♣♣♣♣♣♣

 

هرگز هیچ هدفی را رها مکنید، مگر اینکه ابتدا قدم مثبتی درجهت تحقق آن برداشته باشید . آنتونی رابینز

 

♣♣♣♣♣♣♣سخنان بزرگان♣♣♣♣♣♣♣

 

آنان که مدام دل نگران ناتوانان هستند هیچ گاه نمی توانند ناتوانی را نجات بخشند ! با اشک ریختن ما ، آنها توانا نمی شوند باید توانا شد و آنگاه آستین همت بالا زد . حکیم ارد بزرگ

 

♣♣♣♣♣♣♣سخنان بزرگان♣♣♣♣♣♣♣

 

کامیابی تنها در این است که بتوانی زندگی را به شیوه خودسپری کنی. کریستوفرمورلی

 

♣♣♣♣♣♣♣سخنان بزرگان♣♣♣♣♣♣♣

 

اگر می خواهی دوستیت پا برجا بماند هیچ گاه با دوستت شریک مشو . حکیم ارد بزرگ

 

♣♣♣♣♣♣♣سخنان بزرگان♣♣♣♣♣♣♣

 

سعادت عادت است آنرا پرورش دهید. آلبرت هوبار

 

♣♣♣♣♣♣♣سخنان بزرگان♣♣♣♣♣♣♣

 

دانشگاه تمام استعدادهای افراد،ازجمله بی استعدادی آنهاراآشکارمیکند. چخوف

 

♣♣♣♣♣♣♣سخنان بزرگان♣♣♣♣♣♣♣

 

دوستی با کسی که باورهایت را نمی پذیرد به جایی نخواهد رسید . حکیم ارد بزرگ

 

♣♣♣♣♣♣♣سخنان بزرگان♣♣♣♣♣♣♣

 

معاشرت بر دانائی می افزاید ولی تنهائی مکتب نبوغ است. گیبون

 

♣♣♣♣♣♣♣سخنان بزرگان♣♣♣♣♣♣♣

 

صرفه جوئی خود یکی از منابع مهم درآمد است. الکساندردوما

 

♣♣♣♣♣♣♣سخنان بزرگان♣♣♣♣♣♣♣

 

گفتگو با خردمندان و دانشوران ، پاداشی کمیاب است . حکیم ارد بزرگ

 

♣♣♣♣♣♣♣سخنان بزرگان♣♣♣♣♣♣♣

 

همه ما نیاز داریم که دائماٌ احساس رشد عاطفی و معنوی کنیم . این غذایی است که روح ما به آن محتاج است . آنتونی رابینز

 

♣♣♣♣♣♣♣سخنان بزرگان♣♣♣♣♣♣♣

 

اینترنت همانند دریاست ، کسی که آن را نمی شناسد همانند کسی ست که شنا را نمی داند . حکیم ارد بزرگ

 

♣♣♣♣♣♣♣سخنان بزرگان♣♣♣♣♣♣♣

 

حوادث چون روزها سپری می شوند. مثل افریقائی

 

♣♣♣♣♣♣♣سخنان بزرگان♣♣♣♣♣♣♣

 

بهترین چاره غضب ، به تاخیر انداختن آن است. سلیکا

 

♣♣♣♣♣♣♣سخنان بزرگان♣♣♣♣♣♣♣

 

بزرگترین گمشده های ما در زندگی ، نزدیکترین ها به ما هستند ! . حکیم ارد بزرگ

 

♣♣♣♣♣♣♣سخنان بزرگان♣♣♣♣♣♣♣

 

دانه خدمت نیکو بیفشان.یادگارهای شیرین از آن بیرون خواهد آمد . مادام دوستاهل

 

♣♣♣♣♣♣♣سخنان بزرگان♣♣♣♣♣♣♣

 

بهترین زمان برای رفع عواطف منفی هنگام بروز و احساس آنهاست. هنگامی که این عواطف قدرت گرفتند، رفع آنها بسیار مشکلتر است. آنتونی رابینز

 

♣♣♣♣♣♣♣سخنان بزرگان♣♣♣♣♣♣♣

 

تاریکی در زندگی ماندگار و ابدی نیست ، برسان روشنایی . حکیم ارد بزرگ

 

♣♣♣♣♣♣♣سخنان بزرگان♣♣♣♣♣♣♣

 

آن گاه هر کاری که از شما سر بزند سرشار از عشق و شور زندگی خواهد بود . باربارا دی آنجلیس

 

♣♣♣♣♣♣♣سخنان بزرگان♣♣♣♣♣♣♣

 

گنج هائی که در قلب هستند ، قابل سرقت نیستند. ضرب المثل روسی

 

♣♣♣♣♣♣♣سخنان بزرگان♣♣♣♣♣♣♣

 

هر اقدام بزرگ ابتدا محال به نظر می رسد. توماس کارلایل

 

♣♣♣♣♣♣♣سخنان بزرگان♣♣♣♣♣♣♣

 

غذا را سبک کن تا ازمرض ایمن شوی . جالینوس

 

♣♣♣♣♣♣♣سخنان بزرگان♣♣♣♣♣♣♣

 

ایستایی وجود ندارد ، هر چه هست جوشش و جاری بودن است . حکیم ارد بزرگ

 

♣♣♣♣♣♣♣سخنان بزرگان♣♣♣♣♣♣♣

 

اگر زندگی با تو سرناسازگاری دارد تو با او سازش کن. اسپارت

 

♣♣♣♣♣♣♣سخنان بزرگان♣♣♣♣♣♣♣

 

کیش خوب همانند فوتبال خوب است، حرف نمی زند ، عمل می کند. کن بلانچارد

 

♣♣♣♣♣♣♣سخنان بزرگان♣♣♣♣♣♣♣

 

آدمیانی مانند گل های لاله ، زندگی کوتاه در هستی و نقشی ماندگار در اندیشه ما دارند . حکیم ارد بزرگ

 

♣♣♣♣♣♣♣سخنان بزرگان♣♣♣♣♣♣♣

 

از زندگی خود لذت ببرید، بدون آنکه آنرا با زندگی دیگران مقایسه کنید. کندورسه

 

♣♣♣♣♣♣♣سخنان بزرگان♣♣♣♣♣♣♣

 

تصمیم بگیرید که چه می خواهید و مشخص کنید که چه عاملی مانع رسیدن به آن خواسته است. آنتونی رابینز

 

♣♣♣♣♣♣♣سخنان بزرگان♣♣♣♣♣♣♣

 

سرایش یک بیت درست از زندگی ، نیاز به سفری ، هفتاد ساله دارد . حکیم ارد بزرگ

 

♣♣♣♣♣♣♣سخنان بزرگان♣♣♣♣♣♣♣

 

هر چه بیشتر عشق بورزید ، عشق و شور زندگی بیشتری به شما روی خواهد آورد . باربارا دی آنجلیس

 

♣♣♣♣♣♣♣سخنان بزرگان♣♣♣♣♣♣♣

 

اگر همسر شما در اثر فشار کار ، سخنان دلسرد کننده ای می گوید معنی اش آن نیست که به آخر خط رسیده اید . معنی اش آن است که همسر مورد علاقه شما به محبت و حمایت بیشتری نیاز دارد. آنتونی رابینز

 

♣♣♣♣♣♣♣سخنان بزرگان♣♣♣♣♣♣♣

 

آدمی با کینه ، زندگی را بر دوستان نیز تنگ می کند . حکیم ارد بزرگ

 

♣♣♣♣♣♣♣سخنان بزرگان♣♣♣♣♣♣♣






نوع مطلب :
برچسب ها : سخنان بزرگان، اقامت، ثبت شرکت، ویزا، پاسپورت،
لینک های مرتبط :


شنبه 29 تیر 1392 :: نویسنده : مهندس سیاوش
نظرات ()


 

 

 

آیا ایرانیان در قدیم مهربان تر بودند؟

 

در تصاویر حكاكی شده بر سنگهای تخت جمشید هیچكس عصبانی نیست. هیچكس سوار بر اسب نیست. هیچكس را در حال تعظیم نمیبینید.
هیچكس سر افكنده و شكست خورده نیست .هیچ قومی بر قوم دیگر برتر نیست و هیچ تصویر خشنی در آن وجود ندارد . از افتخارهای ایرانیان این است كه هیچگاه برده داری در ایران مرسوم نبوده است در بین صدها پیكره تراشیده شده بر سنگهای تخت جمشید حتی یك تصویر برهنه و عریان وجود ندارد





نوع مطلب :
برچسب ها : اقامت، ویزا، پاسپورت، ثبت شرکت،
لینک های مرتبط :


شنبه 29 تیر 1392 :: نویسنده : مهندس سیاوش
نظرات ()


من هستم...زنده ام...نفس می کشم...


من هستم... زنده ام. نفس می کشم...

 

هنوز گاهی اوقات دیوانه می شوم و بی هوا به سرم می زند تمام مسیر محل کارم را تا خانه پیاده بیایم..

 

هوس می کنم تنها قدم بزنم... تنها گریه کنم...

 

تنها گوشه ای ساعت ها بنشینم و زندگی ام را مرور کنم.

 

اما هنوز هستم..

 

هنوز عاشق بارانم...

 

هنوز بوی اقاقیا... بوی نعنا..

 

بوی چای تازه دم مادرم را دوست دارم

 

 مطالب خواندنی جالب, عاشق, من هستم

 

از تو چه پنهان بعضی روزها هوایی خانه کودکی هایم می شوم..

 

دلم برای حیاطی که نیست... مادربزرگی که نیست..

 

برای بوته یاس و درخت شمشاد و آب و جاروهای بعد از ظهرها تنگ می شود...

 

 مطالب خواندنی جالب, عاشق, من هستم

 

می روم محله قدیمی... دست میکشم به روی دیوار.

.. و قدم میزنم در پیاده رو خانه مان ......

که دیگر نیست...


سرم را بلند می کنم شاید مادرم پشت پنجره بیاید..


. شاید برایم گوجه سبز... زالزالک خریده باشد...انار دانه کرده باشد... شاید

 

 مطالب خواندنی جالب, عاشق, من هستم

 

شاید صدایم زده باشد و من نشنیده باشم

 

.. نمیدانی چقدر دلم برای درد دل های مادر بزرگم پر کشیده.


.. چقدر برای وقتی که صدایم می زد تا موهایش را برایش ببافم..


چقدر دلم می خواهد دوباره صدایم بزند..


. نه پنجره ای نیست...


مادر بزرگی نیست...


من هستم و پیاده رویی که انگار او هم قدم های مرا از یاد برده...

 

 مطالب خواندنی جالب, عاشق, من هستم


به سرم می زند به خواهرم زنگ بزنم تا صدایش را بشنوم


رفیقم... خواهرم...این دیوارها فراموش کردند خنده ها و دعواهایمان را.


.. دلم می خواهد بزنم زیر آواز و باز او سرم داد بکشد..


. با هم بخندیم و صدای خنده هایمان آنقدر بلند شود... که به خدا برسد...


شاید دلش برای غصه هایمان بسوزد...

 

 مطالب خواندنی جالب, عاشق, من هستم


چقدر خسته ام... دلم می خواهد بخوابم...بر گردم... همه این راه را برگردم...


درست انجا که مادر عصرها همه را صدا می زد...


... دلم برای عصرانه هایش تنگ شده


دلم برای درس خواندن ها و شیطنت های برادرم


موهای مشکی و بلند خواهرم تنگ شده

 

 مطالب خواندنی جالب, عاشق, من هستم


دلم برای بالا رفتن از درخت آلبالو تنگ شده.


دلم می خواهد بخوابم و وقتی بیدار شوم ببینم تمام روزهایی که گذشت خواب بوده ام...

 

 مطالب خواندنی جالب, عاشق, من هستم


نه رفیق نگو میان گذشته ها جا مانده ام...


ولی
... مگر می شود برای چیزی عمرت را صرف کنی و فراموش شود؟


نگران من نباش...زنده ام نفس میکشم... و دلتنگی هایم را دیگر بغض نمی کنم


... میگذارم چشم هایم ببارند..

 

 مطالب خواندنی جالب, عاشق, من هستم


زمستان اگر دلت را سبک نکنی اگر با درخت های بی برگ

با غروب سخت اش هم دردی نکنی


تمام فصل های دیگر حس می کنی چیزی را ....حسی را گم کرده ای...


حالا رفیق آمده ام بگویم... خوبم. نفس می کشم...


هنوز شعر می خوانم... شعر می گویم..... می نویسم..

 

 مطالب خواندنی جالب, عاشق, من هستم


. با صدای خش خش جاروی رفتگر... با صدای درویش محله... با صدای باد... با صدای باران.


.. با صدای قدم های خسته رهگذری که سایه خمیده اش آنقدر درد دارد که برای شاعر شدن کافیست..

من با هر بهانه ای این روزها می بارم
با هر برگ که از شاخه فرو می افتد

 

 مطالب خواندنی جالب, عاشق, من هستم


و با هر پرنده ای که می خواند
هر قطره بارانی که میبارد
و
هر نسیم خنکی که به صورتم می وزد ..
زنده می شوم
و امیدوارتر که خداوند هنوز از بشر نا امید نشده است





نوع مطلب :
برچسب ها : اقامت، ویزا، پاسپورت، ارمنستان، گرجستان،
لینک های مرتبط :


شنبه 29 تیر 1392 :: نویسنده : مهندس سیاوش
نظرات ()


چرا فقیر هستیم؟!

 

 فقر فرهنگی چیست, خط فقر چیست, جملات آموزنده


خوب است که بدانیم! شاید كه عمل كنیم!!!

 

تفاوت كشورهای ثروتمند و فقیر، تفاوت قدمت آنها نیست!
برای مثال كشور مصر بیش از 3000 سال تاریخ مكتوب دارد و فقیر است !


اما كشورهای جدیدی مانند كانادا، نیوزیلند، استرالیا كه 150 سال پیش
وضعیت قابل توجهی نداشتند، اكنون كشورهایی توسعه یافته و ثروتمند هستند .


تفاوت كشورهای فقیر و ثروتمند در میزان منابع طبیعی قابل استحصال آنها هم نیست .
ژاپن كشوری است كه سرزمین بسیار محدودی دارد كه 80 درصد آن كوههایی است كه مناسب كشاورزی و دامداری نیست. این كشور مانند یك كارخانه پهناور و شناوری میباشد كه مواد خام را از همه جهان وارد كرده و به صورت محصولات پیشرفته صادر میكند.


مثال بعدی سوئیس است. كشوری كه اصلاً كاكائو در آن به عمل نمیآید اما بهترین شكلاتهای جهان را تولید و صادر میكند. در سرزمین كوچك و سرد سویس كه تنها در چهار ماه سال میتوان كشاورزی و دامداری انجام داد، بهترین لبنیات (پنیر) دنیا تولید میشود . سویس كشوری است كه به امنیت، نظم و سختكوشی مشهور است و به همین خاطر بانكهای سویس به گاوصندوق دنیا مشهور شده است.


افراد تحصیلکرده ای كه از كشورهای ثروتمند با همتایان خود در كشورهای فقیر برخورد دارند برای ما مشخص میكنند كه سطح هوش و فهم نیز تفاوت قابل توجهی در این میان ندارد .


نژاد و رنگ پوست نیز مهم نیستند.. زیرا مهاجرانی كه در كشور خود برچسب تنبلی میگیرند، در كشورهای اروپایی به نیروهای مولد تبدیل میشوند .

 

پس تفاوت در چیست؟!
تفاوت در رفتارهای است كه در طول سالها فرهنگ و دانش نام گرفته است .

وقتی كه رفتارهای مردم كشورهای پیشرفته و ثروتمند را تحلیل میكنیم، متوجه میشویم كه اكثریت غالب آنها از اصول زیر در زندگی خود پیروی میكنند:

 

1 - اخلاق به عنوان اصل پایه
2 - وحدت
3 - مسئولیت پذیری
4 - احترام به قانون و مقررات
5- احترام به حقوق شهروندان دیگر
6 - عشق به كار
7 - تحمل سختیها به منظور سرمایه گذاری روی آینده
8 - میل به ارائه كارهای برتر و فوق العاده
9 - نظم پذیریی

 

اما در كشورهای فقیر، عده قلیلی از مردم از این اصول پیروی میكنند .


ما ایرانیان فقیر هستیم نه به این خاطر كه منابع طبیعی نداریم یا اینكه طبیعت نسبت به ما بیرحم بوده است،
ما فقیر هستیم برای اینكه رفتارمان چنین سبب شده است.

 

ما برای آموختن و رعایت اصول فوق كه (توسط كشورهای پیشرفته شناسایی شده است) فاقد اهتمام لازم هستیم ...

 

اگر شما این متن را برای دیگران نفرستید:
اتفاقی برای شما نمیافتد،
از محل كارتان اخراج نمیشوید،
هفت سال بدبختی بر سرتان آوار نمیشود
و مریض هم نخواهید شد .

 

اما اگر میهن خود را دوست دارید،
این پیغام را به گردش بیاندازید تا شاید تعداد بیشتری از هموطنانمان مانند شما آن را بفهمند، تغییر كرده و .....

 

فقر
میخواهم بگویم ......

فقر همه جا سر میكشد .......

فقر ، گرسنگی نیست .....

فقر ، عریانی هم نیست ......

فقر ، گاهی زیر شمش های طلا خود را پنهان میكند .........

فقر ، چیزی را " نداشتن " است ، ولی ، آن چیز پول نیست ..... ، طلا و غذا نیست .......

فقر ، ذهن ها را مبتلا میكند .....

فقر ، بشكه های نفت را در عربستان ، تا ته سر میكشد .....

فقر ، همان گرد و خاكی است كه بر كتابهای فروش نرفتهء یك كتابفروشی می*نشیند ...

فقر، تیغه های برنده ماشین بازیافت است ،* كه روزنامه های برگشتی را خرد میكند ..

فقر ، كتیبهء سه هزار ساله ای است كه روی آن یادگاری نوشته اند ..

فقر ، پوست موزی است كه از پنجره یك اتومبیل به خیابان انداخته میشود ....

فقر ، همه جا سر میكشد ....!





نوع مطلب :
برچسب ها : چرا فقیر هستیم، اقامت، ویزا، پاسپورت، ثبت شرکت، ارمنستان،
لینک های مرتبط :


شنبه 29 تیر 1392 :: نویسنده : مهندس سیاوش
نظرات ()


مراقب باشید در سفر مسموم نشوید !

مسمومیت,مسمومیت در سفر

 

 بسیاری از مسمومیت ها در طول مسافرت، ناشی از خوردن و آشامیدن غذاها و آب های آلوده به میکروب است. با توصیه های زیر که آرزو دهقانی، کارشناس آموزش اورژانس کشور دارد، می توانید از مسمومیت های غذایی سفر پیشگیری کنید؛

- اگر برای اولین بار به مکان های مختلف سفر می کنید نباید از آب یا غذای آن منطقه استفاده کنید زیرا پادتن هاى محافظتى را در خونتان ندارید، به همین دلیل مورد تهاجم این میکروب ها قرار گرفته و دچار مسمومیت می شوید.

- بهتر است از آب هایى که از سالم بودن و پاک بودن آن ها مطمئنن هستید، استفاده کنید.

- از یخ استفاده نکنید مگر اینکه مطمئن باشید با آب سالم درست شده است.

- در طول سفر، خوردن میوه ها و سبزیجات خام را کنارگذاشته مگر این که قابل پوست کندن باشند و کاهو و سایر سبزى هاى خام برگ دار مثل اسفناج را مصرف نکنید.

- از خرید و مصرف غذاهایى که فروشندگان دوره گرد می فروشند، خودداری کنید.

- ‌سعی کنید از ظروف یکبار مصرف که نیاز به شستشو ندارند، استفاده کنید و آب سالم برای آشامیدن به همراه خود داشته باشید.‌

- دست ها را باید به طور مرتب با آب و صابون شستشو دهید.

- از مصرف سالاد و سبزیجات خام در رستوران ها خودداری کرده و از مصرف کباب و تخم مرغ نیم پز ( عسلی) خودداری کنید.

- در سفر به مناطق روستایی،‌ لبنیات، ‌بستنی،‌ به خصوص شیر محلی خریداری نکنید و از لبنیات پاستوریزه استفاده کنید.

- در صورت استفاده از غذاهای کنسرو شده ابتدا آن را به مدت 20 دقیقه جوشانده و سپس مصرف کنید. از خرید قوطی های کنسرو برآمده ،‌ فرورفته و یا دارای نشتی خودداری کنید.






نوع مطلب :
برچسب ها : ویزا، اقامت ارمنستان، پاسپورت، ثبت شرکت، ارمنستان و گرجستان،
لینک های مرتبط :


شنبه 29 تیر 1392 :: نویسنده : مهندس سیاوش
نظرات ()

ساحل مخفی در جزیره ماریتا
یكی از جاذبه های عجیب و جالب طبیعی در جزیره ماریتا در مكزیك یك ساحل مخفی است كه كمتر كسی از آن با اطلاع است. این ساحل كه تقریبا ده ها متر دور تر از ساحل اصلی قرار گرفته یك مكان جالب و دنج برای تفریح به شمار می اید.

ارتباط این ساحل با خود دریا از طریق تونلی در زیر زمین است كه باعث میشود این ساحل همانند یك ساحل واقعی به نظر آید.ضمن اینكه دیواره های تونل مانند موج شكن عمل میكنند و در زمان های طوفانی میتوان با خیال آسوده در آبهای این ساحل كم نظیر به شنا پرداخت.

تصاویر ساحل مخفی در جزیره ماریتا

ساحل مخفی در جزیره ماریتا,جزیره ماریتا,جاذبه های گردشگری مکزیک

ساحل مخفی در جزیره ماریتا

ساحل مخفی در جزیره ماریتا,جزیره ماریتا,جاذبه های گردشگری مکزیک

ساحل مخفی در جزیره ماریتا

ساحل مخفی در جزیره ماریتا,جزیره ماریتا,جاذبه های گردشگری مکزیک

ساحل مخفی در جزیره ماریتا

ساحل مخفی در جزیره ماریتا,جزیره ماریتا,جاذبه های گردشگری مکزیک





نوع مطلب :
برچسب ها : ویزا، اقامت، پاسپورت، ثبت شرکت، تحصیل در ارمنستان، ارمنستان،
لینک های مرتبط :


شنبه 29 تیر 1392 :: نویسنده : مهندس سیاوش
نظرات ()